می گی ببخش مریضم. هیچ وقت ندیده بودم کسی برای این که مریضه عذرخواهی کنه. دستات تو دستم سرده. می گم باز خل شدی. صدام می زنی. می گم جونم؟ می گی دوست دارم. دست می کشم تو ته ریشت که خیلی دوسش دارم. می گم عشق منی تو. دوباره صدام می زنی. نگام می کنی می گی دوست دارم. می خندم. مثل بچه ها از مریضی می ترسی. جفتمون می ترسیم. می گم عاشقتم زشتم. می خندی. یادمه همیشه اعتراض می کردی می گفتی اسم خودمو بگو. می گفت
برچسب: فضای,اتاق,برای,پرواز,کافی,نبود,
نویسنده: شیوا مرادی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 22:26